بچهها بیغیرت شدیم. فقط همین!
خندهدار است! مگه نه؟
بله، بله خنده داره بخندید که براتون بهتر از خنده که چیزی نیست!
بخندید و خوش باشید بیخیال عالم، بیخیال همه! کی به کیه! فقط خودم عشق است.
خودم و دستها و پاها و سر و دهن و چشم و گوش و... کی به کیه!
الان اگه خوش گذشت که گذشت بعدش رو بیخیال!
بابا ولمون کن! اصلاً ما اومدیم توی این دنیا که حال کنیم و عشق کنیم دیگه!
تا هستیم حال کنیم بعدش رو بازم بیخیال!
تازه حتی یک لحظه از فرصت نباید از دست داد.
فقط باید حال کرد! خودمُ عشق است.
شما هم ما رو با این حرفاتون گرفتید ها! پس دیگه وقت این حرفها تموم شده! وقتش گذشته!
اینا حرفهای قدیمیاس!
این حرفها کهنه شده!
اینقدر هم تو گوشمون از این چیزا نخونید! همین! فقط برو حالش رو ببر!
بخندید! بقول خودتون برید حال کنید!
فعلاً که روزگار بر وفق مراد شماست.
اما وقتی از حال کردن خسته شدید یه مقدار اون طرفتر رو هم نگاه کنید! به خدا خبرهایی بود توی این عالم.
همین چند سال پیشها یه آدمایی توی همین شهرها بودن که با همهمون فرق میکردند.
هنوز بعضیها میشناسنشون! برید از اونا بپرسید.
اصلاً شهرهامون یه جور دیگه بود با این آدمها!
اونها هم حال میکردن،
اونها هم عشق میکردند اما هزار بار بهتر از من و تو!
آدمهایی بودن از جنس باران،
ساده و صمیمی و بیتکلف،
مهربون و راحت،
به قول رفقاشون خاکی بودند.
آدمهایی بودن از جنس نیاز! از جنس راز!
بهتر و سادهتر بگم آدمهایی بودن از جنس خدا!
از جنس خدا! عجب حرفیهها! مگه میشه؟...
اما شد دیگه!
بیایید بریم سراغشون شاید ما هم خاکی بشیم!
شاید ما هم خدایی بشیم!
بیایید بریم با خدا حال کنیم و عشق بازی!

|
اهل بیت علیهم السلام ( تعداد کتب: 27) |
|
|
نام کتاب |
نویسنده |
|
ادیب ، عادل |
|
|
انصاری ، محمد |
|
|
بنت الشاطی ، دکتر عایشه |
|
|
پیشوایی , مهدی |
|
|
دوانی ، علی |
|
|
رسولی محلاتی ، هاشم |
|
|
رسولی محلاتی ، هاشم |
|
|
رسولی محلاتی ، هاشم |
|
|
رسولی محلاتی ، هاشم |
|
|
زرین کوب ، عبدالحسین |
|
|
شرف الدین موسوی ، عبدالحسین |
|
|
شری ، محمد جواد |
|
|
محدثی ، جواد |
|
|
مرتضوی ، سید ضیاء |
|
|
مرتضی عاملی ، سید جعفر |
|
|
مطهری ، مرتضی |
|
|
مطهری ، مرتضی |
|
|
مطهری ، مرتضی |
|
|
مطهری ، مرتضی |
|
|
مطهری ، مرتضی |
|
|
مطهری ، مرتضی |
|
|
مطهری ، مرتضی |
|
|
مؤسسه در راه حق |
|
|
مؤسسه در راه حق |
|
|
مؤسسه در راه حق |
|
|
مؤسسه در راه حق |
|
|
مؤسسه در راه حق |
|
تقدیم به آنانی که از قافله جامانده اند+عکس
والبته بر عهد و پیمان خویش باشهیدان، استوارمانده اند



هر چند که ما آدم های فراموش کار فقط و فقط هفته دفاع مقدس و ایامی خاص یاد جبهه و جنگ می افتیم و از آدم های آن دوران یادی می کنیم . اما هنوز هم هستند کسانی که هر روز و هر شب به یاد بچه های رزمنده و شب های عملیات زندگی می کنند و ذره ای از آن فضای ملکوتی و بدون ریای آن روز ها دور نشده اند .

سمت راست جانبازسرافراز حمیدباقری(مدیرعامل پرسی ایران گاز)
- الان که جانباز شدیم با رهبر عشق بازی می کنم،عشق ما این است که رهبر هم یک جانباز است و تمام جهان ابر قدرت از دست جانبازش می ترسند. ما با جانبازی رهبرمان عشق می کنیم نه با پول، نه با میز و نه با ثروت. ازراست شهید حمیدنوبخت-محمدزاده-جانبازسرافرازمیرشکار(مدیرکل حفظ آثار ) فرزندان روح الله بی ادعا و بدون توقع ،جانشان را بر کف نهادند و به کارزار رفتند. بی آنکه از چیزی واهمه داشته باشند به دل لشکر دشمن زده و به شوق جهاد بی محابا و بدون توقع می رزمیدند بسیاری ره صد ساله را یک شبه پیمودند و عده ای ماندند و با تنی رنجور و آسیب دیده از تیر و ترکش ، اینها نه یکبار بلکه هر روز شهید می شوند و این جان دادن مکرر برایشان دلنشین است ، چه زیباست عشق بازی با معشوقی که جام بلایش شیرین تر از عسل است ... جانبازان دست و پایشان را داده اند تا این نظام در اوج اقتدار بماند ، آنها هر روز می میرند و زنده می شوند تا شاهد افتخارآفرینی فرزندان این مرزوبوم باشند .
از راست: جانبازسرافرازیحـیی خاکی(فرماده گردان یارسول) *شهید علی اصــغــــر بصــیر* شهــید قــنبر خواه جانبازان ، با تاسی به مولا و مقتدایشان خامنه ای عزیز با همت والایشان راه خود را پیدا کرده اند و هر یک علیرغم همه محدودیت ها و بی مهری ها امروز در هر جا که باشند ، مایه فخر و مباهات و منشاء خیر و برکت هستند . ماها سلامتی مان را داده ایم نه برای اینکه در ازاء آن چیزی بگیریم ، بلکه بدون اغراق خویش را مدیون انقلاب می دانیم ، ما معتقدیم ، نظام مقدس اسلامی ما به هیچ کس بدهکار نیست و چنانچه واقع نگر باشیم تک تک افراد جامعه بایستی شکرگزار زندگی تحت لوای حکومت دینی باشند ، و نباید قصور و تقصیر و کاستی ها و وظیفه نشناسی عده ای را به حساب نظامی که حاصل خون بهترین جوانان مملکت است بگذاریم . جانبازسرافراز یدالله اکبرزاده برادرشهیدان اکبرزاده(فرماندارآمل)
- یک مشت رزمنده که از قافله شهدا جا ماندند، نصف کتاب دعا برای آنها تمام شده نصف دیگه اش به آسمان رفته، این ها روی زمین ماندند. از غربت اسلام و از غربت رزمنده ها ،از غربت خود خدا دارند دق می کنند و می میرند. جانبازسرافرازهادی بصیر(فرمانده گردان عاشورا )برادر شهیدان بصیر دلمان نه برای خودمان ، بلکه برای مظلومیت عزیز دلمان رهبر صبورمان می سوزد ، او که مانند شمع می سوزد و هر روز در برابر دیدگانمان تکیده تر از دیروز می شود . همین جا می گوئیم و با دست و پای قلم شده مان بر سطور خون رنگ انقلاب می نگاریم که تا جان در بدن داریم ، برای اصولی که در راهش جانفشانی کرده ایم و برای حفظ و حراست از آرمان های ناب انقلاب اسلامی بر عهد و پیمان خویش ، استوار ایستاده ایم و ناملایمات هرگز متزلزلمان نخواهد کرد ... انشالله
سینه پر آهیم اما آهنیم نسل یوسفهای بی پیراهنیم...
جانباز سرافراز جعفری(دادستان ساری)


اشک هایت را از غصه روزهای گذشته، می آویزی و لبخندت را چراغ امید روزهای نیامده می کنی. دنبال پناهی می گردی برای دلتنگی هایت، در این روزگار قحطی آغوش.
باران های فصلی چشم هایت، زخم های خاک زیرپایت را تسلی می دهد.نمی دانی سرهای جهانیان، چقدر محتاج شانه های مردانه ی توست؛هرچند تو خود از تمام ابرها دلتنگ تری. کاش همه ی جهان می توانست به بی ریایی گریه های تو باشد.

یادی از جانباز سرافراز حاج حمید باقری جامانده ای از قافله شهیدان
تمام این سرزمینِ سرافراز، تمام خاک این وطن، شقایق زار است. در هر کجا که هستی، هر گوشه این خاک که قدم برمی داری، با چشم های مترصد، نگاه کن که مبادا روی خون لاله ها پا بگذاری!
این دیار سربلند، فصل های سرخ و خونینی را پشت سر گذاشته است. روزگاری این پهناور دلیر، انارستان بود. انارهای عاشق، با سینه های خونین، در همه جا رسته بودند. خزان که نه، اما موسمی رسید که انارها همه بر خاک افتادند و خونشان در تمام ایران زمین جریان گرفت. و از آن همه خون بی باک، مرز تا مرز، شقایق رویید و سرفرازی و سربلندی رواج گرفت.
برای سلامتی و موفقیت این جانباز سرافراز که از مدیران موفق نظام هستند دعا میکنیم
خداوند در قرآن می فرماید:«یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و امنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم و الله غفور رحیم×لئلایعلم اهل الکتاب الا یقدرون على شى ء من فضل الله و ان الفضل بید الله یؤتیه من یشاء و الله ذو الفضل العظیم (حدید/28 و 29) » :دو آیه آخر سوره مبارکه حدید است.در آیه اول خطاب به اهل ایمان مى فرماید:اى اهل ایمان تقواى الهى را داشته باشید و به پیامبر خدا ایمان بیاورید تا خداى متعال دو بهره و دو حظ از رحمت خود به شمابدهد و به شما نورى عنایت کند که در پرتو آن نور راه بروید و تاخداى متعال شما را بیامرزد و خدا آمرزنده و مهربان است. در آیه هفتم این سوره خطاب به مؤمنین می گوید: «امنوا بالله و رسوله » اى مؤمنین ایمان به خدا و رسول بیاورید.
این سؤال قهرا به وجود مى آید که ایمان اهل ایمان که تحصیل حاصل است!فرض این است که مخاطب خود اهل ایمان هستند،چگونه به اهل ایمان امر مى شود به ایمان؟مثل این است که به کسى که روزه دارد امر کنیم که روزه بگیر.آن که روزه دارد،دیگر«روزه بگیر»یعنى چه؟!امر به کارى به کسى باید کرد که کارى را که نکرده است انجام بدهد،و اما اگر کسى چیزى را واجد است امر به ایجاد آن از قبیل تحصیل حاصل است.پس چگونه است که در این سوره این تعبیر راجع به اهل ایمان آمده است؟
جواب این سؤال واضح و روشن است به حکم «القران یفسر بعضه بعضا»که از خود آیات کریمه قرآن این مطلب کاملا استفاده مى شود که امورى از قبیل ایمان و مخصوصا ایمان،تقوا، احسان،حتى صبر،رضا،امورى به اصطلاح یکنواخت و یکدرجه نیستند،امورى هستند صاحب درجات.مثلا تقوا یک حقیقت صاحب درجات است یعنى یک درجه تقوا یک حکم دارد و درجه دیگر حکم دیگرى دارد،و حتى این مطلب شامل اعمال هم مى شود و این از آن اصول و حقایق و معارف اسلامى است.به طور مثال:روزه یک درجه عام دارد که آن را صوم عوام مى گویند.آن درجه عام روزه همین است که انسان امساک کند از این امور معروفه اى که در روزه هست:امساک کند ازخوردن،از نوشیدن،از جنب شدن عمدى،از داخل صبح شدن در حال جنابت،از سر زیر آب کردن،از غبار غلیظ در حلق فرو کردن،از دروغ بستن عمدى بر خدا و رسول.این خودش درجه اى از روزه است.
هرکسى که اینها را رعایت کند آن روزه عوام را گرفته است. بنابر این درجه و مرتبه اول روزه ، روزه عوام است: این روزه با خودداری از مبطلات و مفطرات روزه که فقها و مراجع تقلید ، در رساله های علمیه خود نوشته اند، تحقق می یابد یعنی اگر کسی در ایامی که روزه می گیرد،از چیزهایی که روزه را باطل می کند خودداری کند،این درجه برای او در نظر گرفته شده است.
مرتبه و درجه دوم روزه ، عبارت است از روزه خواص: این درجه و رتبه از مرتبه اولی بالاتر است و آن این که علاوه بر انجام اموری که در روزه عوام است، باید اعضای بدن خود را از مخالفت با خداوند باز دارد. در روایات اسلامی آمده است روزه آن است که شخص صائم غیبت نکند دروغ نگوید تهمت نزند و موارد دیگر...به هرحال روزه یک درجه بالاترش این است که با این امساکهاى ظاهرى(امساک از خوردنهاو آشامیدنها و امثال اینها)توام بشود امساک از گناهان به طور کلى،یعنى دهان انسان که روزه مى گیرد،زبان انسان هم روزه بگیرد،زبان هم درحال روزه امساک کند نه تنها از حرامهایى از قبیل غیبت و دروغ و امثال اینها،بلکه امساک کند حتى از سخنان لغو و بیهوده و بى اثر و بى فایده; چشم انسان هم امساک کند از نظر به حرام;گوش انسان هم امساک کند ازاستماع امر حرام;دست و پاى انسان هم امساک کند از انجام دادن یک عمل حرام.حال اگر کسى این کارها را نکرد و زبان و چشم و گوش ودست و پایش صائم نبود،آیا او روزه دارد یا روزه ندارد؟ هم دارد و هم ندارد.روزه دارد،آن درجه پایینش را،اولین درجه روزه را،روزه عوام را; روزه ندارد،یک درجه از آن بالاتر را.
آشنایی با قرآن 6، ص 141-138
اساسا برنامه ماه مبارک رمضان برنامه انسان سازی است، یعنی برنامه این است که انسانهای معیوب در این ماه خود را تبدیل به انسانهای سالم، و انسانهای سالم خود را تبدیل به انسانهای کامل کنند. برنامه ماه مبارک رمضان برنامه تزکیه نفس است، برنامه اصلاح معایب و رفع نواقص است، برنامه تسلط عقل و ایمان و اراده، بر شهوات نفسانی است، برنامه دعاست، برنامه پرستش حق است، برنامه پرواز به سوی خداست، برنامه ترقی دادن روح است، برنامه رقاء دادن روح است. اگر بنا باشد که ماه مبارک بیاید و انسان سی روز گرسنگی و تشنگی و بی خوابی بکشد و مثلا شبها تا دیروقت بیدار باشد و به این مجلس و آن مجلس برود و بعد هم عید فطر بیاید، و با روز آخر شعبان یک ذره هم فرق نکرده باشد، چنین روزه ای برای انسان اثر ندارد. اسلام که نمی خواهد همینطور مردم دهانشان را ببندند. دهانشان را ببندند یا نبندند، برای اسلام فرق نمی کند.
نه، با روزه گرفتن قرار است که انسانها اصلاح شوند. چرا در روایات ما آمده است که بسیاری از روزه داران هستند که حظ و بهره آنها از روزه، جز گرسنگی چیزی نیست؟ بستن دهان از غذای حلال برای این است که انسان همراه آن سی روز تمرین کند که زبان خود را از گفتار حرام ببندد، غیبت نکند، دروغ نگوید، فحش ندهد. این ماجرا از همان امور معنوی و باطنی و ملکوتی است که زنی آمد خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که روزه داشت. رسول اکرم شیر یا چیز دیگری به او تعارف کرد و فرمود: بگیر و بخور. گفت: یا رسول الله! روزه دارم. فرمود: نه، روزه نداری، بگیر و بخور. گفت: نه، یا رسول الله! روزه دارم. باز رسول اکرم اصرار کرد که بخور گفت: نه، روزه دارم، واقعا روزه دارم. (چون به حساب خودش واقعا روزه داشت، ولی روزه ظاهری مثل روزه های ما)
پیامبر فرمود : تو چگونه روزه داری ، حال آنکه گوشت برادر ( یا خواهر ) مؤمنت را یک ساعت پیش خوردی (غیبت کردی )؟ می خواهی الان به خودت ارائه دهم که تو گوشت خورده ای؟ قی کن! یکدفعه قی کرد و لخته های گوشت از دهانش بیرون آمد. انسان روزه بگیرد و غیبت کند، یعنی دهان جسم خودش را از غذای حلال ببندد و دهان روح خود را برای غذای حرام باز کند. چرا به ما گفته اند یک دروغ که انسان بگوید تعفنی از دهان او بلند می شود که تا هفت آسمان، فرشتگان را متأذی می کند؟ (منظور آسمان های ظاهری نیست، بلکه ملکوت عالم است). آنوقت می گویند چرا انسان وقتی در جهنم است، اینقدر جهنم عفونت دارد. عفونت جهنم، همین عفونتهائی است که ما خودمان در دنیا ایجاد کرده ایم، همین دروغهائی است که خودمان می گوئیم. دشنام دادن و بدگویی کردن هم همینطور است.
تهمت زدن سرور همه اینهاست، چون تهمت زدن هم رذیلت دروغ گفتن را دارد و هم رذیلت غیبت کردن را. چون آدمی که غیبت می کند، راست می گوید و بدگوئی می کند و آدمی که دروغ می گوید، دروغ می گوید، ولی بدگوئی کسی را نمی کند، یک دروغی می بافد و می گوید. ولی آدمی که تهمت می زند، در آن واحد، هم دروغ می گوید و هم غیبت می کند، یعنی دو گناه کبیره را با یکدیگر انجام می دهد. آیا صحیح است که یک ماه رمضان بر ما بگذرد که در آن ماه، ما یک سلسله تهمتها به یکدیگر بسته باشیم؟ ماه رمضان برای این است که مسلمین ، بیشتر اجتماع کنند، عبادتهای اجتماعی انجام دهند و در مساجد جمع شوند، نه اینکه ماه رمضان وسیله تفرقه قرار گیرد.
انسان کامل صفحه 28 تا 30

آقا مصطفی زمانی در مراسم فرش قرمز
"یکی دو نفر مصطفی زمانی را هل دادند جلو و گفتند آقا این هم یوزارسیف. رهبر لبخندی زدند و گفتند: شما آقاجان اولین تجربه تصویریتان ، با حضرت یوسف (ع) بود، خودتان را حفظ کنید و همیشه مثل حضرت یوسف (ع) بمانید. زمانی ساکت و آرام هم چشمی گفت و با فشار جمعیت عقب رانده شد."
* آقا مصطفی! کاش به توصیه رهبر عمل میکردی و همون یوزارسیف باقی میموندی. ولی هنوزم دیر نشده. مواظب اونایی که میخوان خرابت کنن باش ...مصطفی جان یادت نرود که تو از دیار بزرگمردی چون حاج حسین بصیری و ما تورا به همین دلیل دوست میداریم. پس مراقب باش تا شیاطین در لباس انسان آبروی تورا به باد ندهند.

پینوشت:
متن داخل گیومه ، از حواشی دیدار عوامل سریال یوسف پیامبر (ع) با رهبر معظم انقلابه.
قتلهای زنجیرهای، مرگ سعید امامی، ماجرای کوی دانشگاه، انتخابات مجلس ششم، تحصّن مجلس شِشُمیها و... که حزب مشارکت در برخی از آنها نقش مستقیم ایفا میکرده از بخشهای اصلی این کتاب است."

شهید سعید امامی(اسلامی)
![]()
اعتکاف، عاشقان را به طواف حرم امن الهی یعنی دل می برد و نفس را با اسم "حافظ حق" نگهبان دل قرار می دهد "وَ لا تُسکِنْ حَرَمَ الله غَیرَ الله"
اعتکاف انسان در پیشگاه حق را زمان خاص و وقت خاص نیست؛ زیرا که عارف را حضور دائم یابد که حضور دایمش، اعتکاف اوست و انقطاع الی الله به طور مداوم، زبان حال و قال اوست؛ این اعتکاف چند روز در مسجد جامع هر شهری، ظل و آیت و علامتی از برای آن اعتکاف حقیقی انسان است؛ تا کدامین صاحبدلی بدین بارگاه قدس الهی بار یابد.
معتکفان دائمی را که زبان "هو، هو" دارند، از آن عالم، خبری است و آن را که خبر شد، خبری باز نیامد. چه اینکه حقایق ملکوتی خوش نشین اند و تا قلب را آرام و دل را خالی از غیر نبینند فرو نمی آیند و از عالم بالا تنزل نمی کنند.


